تبليغاتX
کانون ارتقاء و توسعه منابع انساني (کاما)

مجموعه كتابهاي “نسل قلم “ ترجمه 300 مقاله از 600 مقاله دائرة المعارف  سي و چهار جلدي ادبيات جهان است كه بمنظور آشنايي  “خواننده كنجكاو” با امهات ادبيات جهان  منتشر ميشود . خواننده اي كه هرچند الزاما خود اهل فن نيست اما كم و بيش به مسائل ادبي علاقه مند و با آن آشناست .

 در صفحه نهم از شصتمين جلد اين مجموعه 300 جلدي مطلبي آورده شده است كه جالب توجه است:

 درك و شناخت ما از انديشه و خلاقيت هنوز بايد پيشرفت زيادي بكند تادريابيم چرا آلبرت انيشتين معتقد بود كه از داستايوسكي بيشترالهام گرفته است تا از گوس.(كارل فيدريش گوس يكي از سه رياضي دان بزرگ تاريخ: ارشميدس؛گوس؛نيوتن.) و چرا هنگامي كه از لنين ـ رهبر عملگراي انقلاب اكتبر روسيه ـ  نظرش را درباره رمانهاي داستايوسكي پرسيده بودند در پاسخ گفته بود : من مجالي براي خواندن چنين مهملاتي  ندارم !؟(نقل به مضمون)

+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در دوشنبه 18 شهریور1387 و ساعت 12:0 |

 

آموزش از ديدگاه بازاريابي ؛  همچون يك خدمت

 

ديدگاه :

پيشينه بازاريابي در پاسخي گزنده كه فيليپ كاتلر - پدر بازاريابي جديد -  به دانش آموختگان مديريت مالي داده بود (وقتي مدعي شده بودند از زمانيكه فينيقي ها سكه را ساختند مديريت مالي هم متولد شد !) نهفته است  . از نظر وي تولد  بازاريابي به مبداء آفرينش بر ميگردد ! ،  زماني  كه حوا در بهشت سيبي را به آدم  داد و وي هم پذيرفت  چون مبادله (exchange) اتفاق افتاده بود. !

هر چند اين نظر بيشتر جنبه طنز  و  جوابيه هاي ژورناليستي دارد ولي حقيقت اينست كه تصور ما از بازاريابي بايد بسط و توسعه بيشتري پيدا كند . حتي در بين دانش آموختگان مديريت هم معمولا بازاريابي را مترادف فروش كالا  به هر قيمتي ميگيرند مفهومي كه آن را بازاريابي نئاندرتالي ناميده اند  . ولي  در نگاهي كلان تر بازاريابي حتي درشخصي ترين و روزمره ترين روابط زندگي ما از گذشته هاي بسيار دور وجود داشته و هنوز هم حضور دارد .  وقتي عبارت معروف : فلاني حرفش خريدار ندارد را به كار ميبريم ناخود آگاه بر اين نكته صحه گذاشته ميشود كه  حرف هم محصولي است و بايد قابل فروش باشد !  و اين مهم آنقدر حائز اهميت است كه حتي پيامبران براي  ترويج  رسالت آسماني خود  تنها به كيفيت آن بسنده نكرده بلكه براي عرضه آن  آراسته به اخلاقي نيكو بوده اند  :

رحمت خدا ترا با خلق مهربان و خوشخوي گردانيد ، اگر تند خوي و سخت دل بودي مردم از گرد تو پراكنده ميشدند . ( آل عمران – آيه 195)

و يا هنگامي كه   سعدي به ماجراي  شكست تجاري عسل فروش ترشروي اشاره ميكند  ترجمان امروزي آن ،  بيان اين نكته بازاريابي مدرن است كه كيفيت كالا به  تنهايي فروش را تضمين نخواهد كرد  :


شكر خنده اى       انگبين          مى فروخت            

كه دل ها ز شيرينى اش مى بسوخت
نباتى ميان بسته چون نيشكر
برو مشترى از مگس بيشتر
گر او زهر برداشتى فى المثل
بخوردندى از دست او چون عسل
گرانى نظر كرد در كار او
حسد برد بر گرم بازار او
دگر روز شد گردگيتى دوان
عسل بر سر و سركه بر ابروان
بسى گشت فرياد خوان پيش و پس
كه ننشست برانگبينش مگس
شبانگه چو نقدش نيامد به دست
به دلتنگ رويى به كنجى نشست
زنش گفت بازيكنان شوى را
عسل              تلخ باشد           ترشروى ر ا



با اين ديدگاه كه بازاريابي علم و هنر همه عرصه ها است در اينجا سعي بر آن است  تا با توضيح  مشخصه هاي بازاريابي خدمات  ، 

 

 

" آموزش "  بعنوان محصولي كاملا خدماتي

 

 مورد  تجزيه و تحليل قرار گرفته  و با تكيه بر 7 مشخصه اصلي خدمات (7Ps)  در هر مورد بوسيله  نظر خواهي از كارشناسان خبره  ،  حصول به  يك  جمع بندي آسيب شناسانه از گذشته ميسر شود  تا  با تكيه بر آن بتوان خطي مشي ها و برنامه هاي آينده  را با  بصيرت و دانش بيشتر طراحي و پياده نمود .     

 

___________________________________________________

 

آموزش : همچون يك خدمت

 

 

مقدمه :

 

      

اگر به آموزش بعنوان يك محصول ) product) نگاه كنيم ( محصول : چيزي است كه براي مشترياني كه آن را ميخرند و مصرف ميكنند مزايايي را در بر دارد .)  اين محصول از جنس خدمت (service)( خدمت:  عمل و اجرا )  خواهد بود  و طبعا با محصولي از جنس كالا (good)( كالا : اشياء يا ابزار فيزيكي )  تفاوت ماهوي خواهد داشت .

در  رفرنس هاي اوليه اين تفاوتها 4 تفاوت بود  ولي در آخرين رفرنسها به 9 تفاوت اساسي اشاره ميكنند :

 

1)     مالكيت ناپذيري :

 

مشتريان مالكيت چيزي ( خدمات )  را بدست نمي آورند .

 

2)     محصولات خدماتي اجراهاي نامحسوس اند :

 

گرچه خدمات به عناصر محسوس نياز دارد ( صندلي ، تجهيزات و...) ولي اجراي خدماتي خود اساسا نامحسوس است . مزاياي مالكيت و استفاده از يك محصول توليدي از ويژگي هاي فيزيكي  آن محصول ناشي ميشود ولي اين مزايا در خدمات ناشي از ماهيت اجراست :

 

نمك

نوشيدني

وي سي آر

راكت تنيس

اتوموبيل

اغذيه فروشي

كرايه مبلمان

رستوران

پوشاك

تعمير اتوموبيل

مديريت سرمايه

خدمات هواپيمايي

نظافت ساختمان

آموزش

افزايش عدم محسوس بودن

كالا

خد مت

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3)     – مشاركت مشتريان در فرآيند توليد خدمات بيشتر است .

 

 

گاهي مشتريان براي توليد محصول خدماتي مشاركت فعالانه دارند اين مشاركت ممكن است مانند دريافت پول از خود پرداز ( خدمت به خود ) يا بصورت همكاري با كاركنان خدماتي مانند سالن آرايش مو باشد . بدين ترتيب موسسات خدماتي از آموزش مشتريان و در نتيجه كارآمدتر كردن آنها مزاياي زيادي بدست مي آورند .

 

4)     سايرين هم شايد بخشي از محصول باشند .

 

در خدمات مشتريان نه فقط با كاركنان بلكه با ساير مشتريان نيز تماس نزديك دارند . در واقع نوع مشتري كه از يك موسسه خدماتي خاص حمايت ميكند به تعريف و تعيين ماهيت تجربه خدماتي آن موسسه كمك زيادي ميكند .

 

5)     تغيير پذيري بيشتري در داده ها و ستاده هاي عملياتي وجود دارد .

 

 حضور كاركنان و مشتريان در سيستم عملياتي ، استاندارد سازي و كنترل تغيير پذيري نهاده ها و ستاده هاي خدماتي را دشوار ميسازد . كالا هاي توليدي را ميتوان تحت شرايط كنترل شده ايي  با هدف بهره وري و كيفيت توليد كرد ولي در مورد خدمت چنين حالتي بسيار مشكل است .

 

6)     براي بسياري از مشتريان ارزيابي خدمات دشوار است .

 

 ويژگي هاي قابل بررسي در كالا از قبيل رنگ ، شكل ، سبك .... به سادگي قابل تعريف است ولي در خدمات اين تعريف اين ويژگي ها چالش برانگيز تر است .

 

 

7)     فنا پذير است .

 

 از آنجا كه خدمت يك عمل و اجراست و ماده بخصوصي نيست كه بتوان آن را نگهداري كرد فنا پذير است .

 

8)     عامل زمان اهميت نسبي بيشتري دارد .

 

 براي مدت زمان انتظار مشتريان حدي وجود دارد و خدمت بايد سريع ارائه شود .

 

9)     سيستم هاي تحويل ممكن است از كانال هاي توزيع فيزيكي و الكترونيكي هردو تشكيل شده باشند .

 

 بر خلاف كالا كه اجبارا بايد از كانال هاي فيزيكي استفاده كند ، خدمات براي توزيع كالاي خود ميتواند از كانال هاي الكترونيكي هم استفاده كند . 

  

______________________________________________________________

 

 با توجه به تفاوتهاي 9 گانه فوق الذكر اين نكته به وضوح قبال تشخيص است كه  اين محصول نياز به بازاريابي متفاوت  نسبت به كالا دارد و آميخته بازاريابي (maarketing mix)جداگانه ايي را ميطلبد كه در اينجا با استفاده از مقالاتي كه در كنفرانس نقش آموزش در  صنعت  ارئه شده است و عنايت به تجربيات گذشته سعي خواهد شد به هريك از موارد از نگاهي جامع پرداخته شود :

 

 

 

 

 

سه حوزه اصلي موثر در تحقق اهداف   :  

 

 

 

حوزه عوامل سازماني(آشكار و پنهان)

حوزه عوامل تكنولوژيكي-فيزيكي-و عواملي كه با لجستيك سروكار دارد.

حوزه عوامل انساني

 

 

-    حوزه عوامل انساني :  همه مجموعه عواملي است كه به عامل انساني ربط پيدا ميكنند خواه اين عامل انساني فراگير باشد خواه كارشناس آموزش باشد  . شايد بتوان اين مجموعه عوامل مؤثر انساني  ناميد .

 

 

-    حوزه عوامل سازماني آشكار و پنهان :  كليه ساختار ها ، فرايندها ، روابط ، شبكه ها و... كه ناشي از نوع تعاملات تعريف شده اعم از رسمي يا غير رسمي ( سازمانهاي سايه و... )    است .

 

-         حوزه عوامل تكنولوژيكي، فيزيكي ، لجستيك : اين حوزه در برگيرنده همه    عواملي است كه  به نحوي در حوزه  منابع و تجهيزات قرار گيرند .

 

 

نكته : هر سه حوزه فوق الذكر بر يكديگر تاثير متقابل  دارند .

 

 

تقسيم بندي ماهيتي  انوع آموزشها :

 

 

-         آموزشهاي تكنيكال كه ارتباط مستقيم با ماموريت واحد دارد .

-         آموزشهاي روابط انساني كه نوع تعاملات اشخاص با خود و با يكديگر را مشخص ميسازد .

-    آموزشهاي ادراكي كه نوع نگاه و تعامل فراگير با بيرون و سيستم هاي بزرگتر را كه خود او و سازمان او را در برگرفته است شكل ميدهد .

 

تفاوت در طراحي دوره :

 

تجارب گذشته نشان داده است طراحي آموزش  براي واحد هايي كه در ستاد قرار دارند سخت تر از واحد هاي توليد است چرا كه محصول نهايي توليد كه هدف از آموزشها بهبود كيفيت آن محصول است قابل لمس است بر همين منوال با توجه به نوع وظايف تعريف شده هر قدر از سطوح پايين سازماني به سمت سطوح بالاي سازماني پيش رويم  و هر قدر از آموزشهاي تكنيكال به سمت آموزشهاي ادراكي پيش رويم طراحي آموزش سخت تر خواهد شد : ( نمودار شكل زير )

 

به سمت آموزشهاي ادراكي

 

 

 

به سمت واحدهاي ستادي

سخت ترين حالت : طراحي يك دوره ادراكي براي CEO

به سمت سطوح بالاي سازماني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فرآيند كلي آموزش :

اندازه گيري اثر بخشي

اجرا

برنامه ريزي

تعيين نياز

محيطي كه آموزش در آن قرار دارد :

 

آموزش در محيط هاي زير شناور است و با آن در تعامل است و خود به خود  محدوديتهايي را بر آن تحميل ميكند :

 

الف : محيط سياسي ( باند ها – نگرش ها – دسته بندي ها ، سازمانهاي سايه و  ...  )

 

ب : محيط اقتصادي ( بودجه - ... )

ج : محيط اجتماعي (غلبه تعاملات  كارگري و لمپني  )

 

د : محيط فرهنگي ( غلبه فرهنگ دم غنيمت شماري ، غلبه منتال مدل هاي بسته و صلب و ...  )

+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در چهارشنبه 13 شهریور1387 و ساعت 12:23 |

 

چنين به نظر ميرسد كه ...

 

 چنين بنظر ميرسد كه هر چه زمان پيش مي رود انسانها قدرت بيشتري درتاثير گذاري بر  عوامل ناشي از  توارث پيدا ميكنند و نقش فرهنگ ، آموزش ، پرورش و امور اكتسابي پر رنگ تر  مي شود . (اريك فروم – آناتومي ويرانگري )

 پيش در آمد

 امروزه بيش از هرزمان ديگر  شعار دانايي - توانايي به تحقق نزديك شده است . در قرون اخير بويژه بعد از انقلاب صنعتي و نهضت نوزايي ديني ؛ قدرت بعنوان  صفتي منبعث از سياست (Politic) و دانايي بعنوان صفتي منبعث از دانش (Knowledg) قرابت بيشتري با يكديگر داشته    و حاصل اين قرابت ميوه فناوري است.  در جهان كهن ؛  يونان دانا و  روم توانا هر يك راه خود ميرفتند ولي  در جهان معاصر معمولا داناترين ها ( ونه الزاما خردمند ترين ها Wisdom ) قدرتمند ترين ها نيز محسوب ميشوند ؛ اثبات اين مدعا با مطالعه  سهم كشور ها در  توليد ،گردش ،خلق ، ايجاد و بكار گيري اطلاعات و در مرتبه بالاتر آن دانش ،  كار چندان دشواري نخواهد بود .

 

مدت هاست زنگ ها براي شيوه هاي  سنتي به صدا در آمده است .

 

بازآفريني نقش آموزش؛ ضرورت يا انتخاب ؟!


تصور اشتباه از آينده، برنامه‌های آموزشی را به امری موهوم و بی‌ربط تبديل می‌كند. (آينده ، آموزش ، پيش بيني – الوين تافلر - 2008)

 

بله . مدت هاست زنگ ها براي شيوه هاي  سنتي در هر عرصه ايي  به صدا در آمده است اين حقيقتي است انكار ناپذير در دنيايي  با سرعت دوبرابر شدن دانش در هر دوسال كه   كشف آن هوش زيادي را طلب نخواهد كرد . با توجه به اين حقيقت است كه رويكرد انتخاب روشها ، ابزارها و راهبردهاي كلان بايد مورد بازنگري جدي قرار بگيرد .

آموزش از ديدگاه بازاريابي مدرن يك محصول (Product) از جنس خدمت (Service) است ، محصولي كه بايد همانند ديگر محصولات به فروش برسد و در عين حال براي دريافت كننده آن سودمندي ايجاد كرده و حتي فراتر از آن وي را مشعوف نمايد . در طراحي و ارائه اين محصول شناسايي و درك خواست (want) ها و نياز(need) ها - در  عين  توجه به همه ذينفعان -  از اهميت ويژه برخوردار است و از سويي  رشد فزآينده عرصه هاي مختلف علم و تكنولوژي  و نيازهاي متنوع سازماني كثرت حوزه هايي را كه بايد در آن به ارائه محصول مناسب  آموزشي پرداخت در پي داشته است . اين پويايي و رنگارنگي هر ناظري را به اين حقيقت رهنمون خواهد ساخت كه تعامل مفيد و موثر با دريافت كننده خدمات آموزشي  در  ارائه محصولي هر چه نزديكتر به خواست وي ميتواند بسيار موثر و مفيد باشد .

 

درافق  ضرورت اين تعاملات است كه ديگر  ديوار هاي قطور (عيني يا ذهني ) ، تعاملات  متصلب اداري ، ساختار هاي بشدت سلسله مراتبي ، روابط  خطي بدون بازخورد ، نگاه و تفكر  جزيره ايي ، حوزه هاي  قرق بندي شده  ، حقيقت گريزي ، و... هيچ يك راه به سر منزل مقصود نخواهند برد . آنچه كه ضرورت آن بيش از هر زمان ديگر براي تحقق اهداف كلان شركت ها مد نظر قرار گرفته  نگاه نظام مند ، درك جامع از محيط و وجود  نگرش معطوف به اصلاح است .

 

در راه پر فراز و نشيب تغيير كه قرار است  هيجانات سرگردان سازماني طي فرآيند هايي ظريف ، دقيق و هدايت شده به فضيلت هاي فردي و سازماني  تبديل شوند گزيري از مدد گرفتن از انديشه هاي پويا نخواهد بود :  

 

نفس مي خواهد كه تا ويران كند    خلق را گمراه و سرگردان كند

مشورت ادراك و   هشياري دهد      عقلها  مر عقل را ياري دهد

 

بهره مندي از نظرات و ديدگاه هاي خبرگان و صاحبنظران هر حوزه براي تضمين پويايي و  پايداري سازمان  ضرورتي انكار ناپذير شده است .  نگاهي به وضعيت كلان صنعت مشاوره در سطح جهاني بوضوح اين نظر را تاييد ميكند :  طي سالهاي 2000-1960 يكي از معدود صنايعي كه رشد بيش از 12 درصد داشته است صنعت مشاوره بوده است و پيش‌بيني‌ مي‌شود ظرف‌ 10 سال‌ آينده‌ رشد صنعت‌ مشاوره‌ مديريت‌ به‌ 15 درصد برسد. (چالشهاي صنعت مشاوره – ناصر صنوبر -1381)

 

 

مراكز آموزش سازمانها  ميتوانند با استفاده از همه توانايي هاي كارشناسان خبره سازمان خود   در نقش همراهي آگاه وروشن ضمير درجهت انجام  تعهد خود در راه كمك به تحقق  تعالي سازماني و انساني از طريق آموختن و يادگيري به بهترين وجه ممكن كمك نمايند و بايد دراين راه دست همه ياران  آگاه و خردمند را به گرمي بفشارند :

 

 

 

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد

ديگران  هم بكنند انچه مسيحا ميكرد

 

 

    

+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در چهارشنبه 13 شهریور1387 و ساعت 9:8 |

ديروز پاي صحبت يك تحليل گر تكنيكال نشسته بودم ( تحليل گري سهام در دو شاخه اصلي تكنيكال و فوندامنتال تقسيم بنندي ميشود عمدتا ) نظرات جالبي داشت به يك نوع عرفان و فلسفه رسده بود از اهميت عدد 33 كه از او پرسيدم و اينكه چرا اينقدر اين عدد مهم است در تحليل هاي تكنيكال ها  گفت بخاطر همنشيني و همسايگي اين عدد با 34 است كه جزو اعدا فيبو است ! برايم جالب بود . معتقد بود خلقت عدد است ( ظاهرا فيثاغورث هم چنين اعتقادي داشت . ) در كار خودش بسيار حرفه ايي بود جوان خوش فكر و برخوردار از يك پختگي و بلوغ كاري كه به سن و سالش اصلا نمي خورد ياد اين سلسله مراتب كه در تكنولوژي اطلاعات خيلي معروف است افتادم :

 داده ، اطلاعات،دانش،خردمندي،شهودوبصيرت     كه هر كدام بعد از ديگري اما نه با فاصله زماني يكسان مي آيد يعني هر قدر از كف ( داده) به راس ( شهود و بصيرت) نزديك ميشوي راه سخت تر طولاني تر و ظريف تر ميشود . اين مدلي است كه مي توان به همه حوزه هاي زندگي آن را تعميم داد . لااقل از ديدگاه من .

 او به شهود و بصيرت رسيده بود .

+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در چهارشنبه 6 شهریور1387 و ساعت 11:53 |
  • بیل گیتس، رئیس «مایکروسافت»، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان کرد:

 

  • اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

 

  •  اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

 

  • اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

 

  •  اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

 

  • اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.

 

  • اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

 

  • اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند
+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در چهارشنبه 25 مهر1386 و ساعت 17:2 |
چندی پیش از قول یکی از صاحبان صنایع اروپایی که در کار ساخت ساعت است، در یکی از روزنامه های خودمان مطلبی خواندم که برایم سخت هیجان آور بود. او گفته بود : یک مدیر باید رویاهای یک کودک شش ساله را داشته باشد و دیسیپلین یک فرمانده نظامی را! من فکر می کنم مدیری که فاقد آن رویاها باشد از خلاقیت باز می ماند و بی آن دیسیپلین نیز هیچ کاری به سرانجام نمی رسد.
+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در جمعه 20 مهر1386 و ساعت 20:6 |

آلبرتو: اگر سيل ميليونها نفر را بي خانمان كند ،احساساتما ن ما را به ياري مصيبت ديدگان ميفرستد اگر آدم خيلي منطقي باشيم و تصميم و قضاوت خود را به عقل بي احساس واگذاريم چه بسا به فكر افتيم در جهاني كه زير فشار زياد جمعيت است چه مانعي دارد كه چند مليوني هم بميرند .

سوفي:حتي تصور چنين چيزي از جانب شما خون مرا بجوش مي آورد .

آلبرتو: و توجه داشته باش كه خون تو را احساساتت بجوش مي آورد و نه عقلت .

سوفي : باشد ، فهميدم.

فصل هيوم از كتاب دنياي سوفي(داستاني  درباره تاريخ فلسفه)

شايد يكي از  واضح ترين جملاتي كه بخوبي ناقص بودن پاهاي چوبين استدلال منطقي را بيان كرده است مكالمه انتهايي فصل هيوم  در كتاب دنياي سوفي اثر درخشان يوستين گادر باشد.

در فيلم مرد دويست ساله Bicentennial man مرز جدا كننده انسان از روبوت به روشني مشخص شده است .روبوتها بر اساس قوانين معروفي كه آيزاك آسيموف اولين بار آنها را مطرح كرد (هيچ ربوتي نبايد به انسان صدمه بزند و...) ساخته شده اند و در ابتداي فيلم هنگام معرفي، روبوت خودش براي ايجاد حس اطمينان اين قوانين را اتوماتيك بازگو ميكند  اما در طول فيلم فقط زماني به رسميت شناخته شده و كاملا در جامعه بشري پذيرفته ميشوند كه همه قوانين حاكم بر سيستم بدن انسان را بپذيرند(فصل تزريق خون و قبول آگاهانه ميرا شدن ).

روبوتها مكانيزم هايي مجهز به هوش و منطق صرف هستند آنها به خودي خود قادر به درك پديده هايي كه خارج از منطق معمول4=2*2است نميباشند و از اين نظر گاهي براي انسان بشدت كسالت بار ميشوند و حتي ممكن است بر اساس اين منطق بي احساس دست به كار هايي بزنند كه بشدت مخرب است .آنها نميتوانند غير عقلاني رفتار كنند ضرورتي كه در زندگي طبيعي انسانها بعضي وقتها پيش ميآيد (توجه به فصل مكالمه روبوت با دختري كه قبلا با شخص ديگري نامزد شده است و روبوت را به كاري ظاهرا غير عقلاني و ريسكي فرامي خواند و او از درك آن عاجز است .) تصميم گيري ظاهر غير عقلاني مختص انسان است و ماشينهاي هوشمند قادر به درك چنين چيزي نبوده و به طبع آن از لذت اين نوع تصميم گيري غير متعارف نيز بي بهره اند .

 

در طول فيلم بيننده آرام آرام با اين حقيقت موجه ميشود كه ميرايي جزيي از انسان بودن است و روبوتهاي ناميرا ارزش زمان و ماهيتي به نام زمان را درك نميكنند سيستم هاي طبيعي ميل به افزايش آنتروپي دا رد و در نهايت طي گذران يك سيكل طبيعي به حد اكثر آنتروپي خود خواهند رسيد (مرگ) ولي روبوتها با توجه به اينكه قادر به تعمير كامل خود هستند لذا دچار افزايش آنتروپي نميشوند و تجربه ايي به نام مرگ را درك نميكنند .

اطاعت صرف از انسان ،تصميم و عمل بر اساس برنامه هاي از پيش تعيين شده و فقط درچارچوب آن از ديگر وجه تمايزات روبوتها از انسان است.

روبوتها بر اساس هوش منطقي (IQ) برنامه ريزي شده اند آنها از فرآيند منطقي :

 

DATA                     RALATION                    RULE

 

پيروي كرده و چيزي فراتر از اين روند را درك نميكنند .احساسات ،خشم،لذت،عشق در زمره اعمالي ظاهرا غير منطقي مانند صدمه رساندن به خود براي ربوتها تعريف نشده و درك ناپذيرند .

موجودات زنده داراي سه خاصيت رشد،تغذيه و توليد مثل هستند ولي فرآيند رشد نوعي نابودي تدريجي را در بطن خود دارد و نيز توليد مثل .ولي روبوتها چون قادر به انجام چنين اعمالي نيستند طبعا فنا ناپذير و ابدي بنظر ميرسند .

در نگاه آنها همه چيز از منطقي از پيش تعيين شده پيروي ميكند و هيچ حركت ابتدا به ساكني وجود ندارد . آنها اطاعت صرف و منطق مطلق را درك ميكنند و قادر به درك احساسات و عواطف نيستند .امروزه حتي در آزمونهاي استخدامي تنها به IQ توجه نميشود بلكه به EQنيز توجه خاص نشان داده ميشود پارامتري كه روبوتها از آن بي بهره اند .

 

 

 

 

 

در موارد بسياري در زندگي منطق صرف اصلا قابل قبول و دفاع نميباشد :وقتي با فرزند كوچكتان كه براي اولين بار با شما شطرنج بازي كند مبارزه ميكنيد خيلي دور از خرد انساني خواهد بود كه او را كه بازيگري تازه كار است با چند حركت مات كنيد !هرچند منطق صرف حكم به چنين كاري ميدهد .وقتي خبر مرگ عزيزي را ميخواهيد به بستگانش بدهيد خيلي دور از خرد انساني خواهد بود كه يك راست به سراغ او برويد و بگوييد پدرت مرد!‍ هر چند منطق صرف حكم به چنين كاري ميدهد .وقتي به گل بنفشه نگاه ميكنيد ظاهرا هيچ سودي عايدتان نميشود و حكم منطق بر عبث بودن اين كار صحه ميگذارد ولي تصور دنيايي بدون ديدن بنفشه ها وحشتناك است . بسيار مثالهايي ميتوان زد كه نشان ميدهد چنانكه غالبا فكر ميكنيم منطق حتي در هوشمندانه ترين حالتش نيازهاي انساني را مرتفع نخواهد كر د .نيازهايي كه هرچند در كوتاه مدت ممكن است چندان فوري به نظر نرسند اما در دراز مدت قطعا در رديف نيازهاي مهم قرار ميگيرند .

در دنياي انساني تناقضات گوناگون علت جنب و جوش و پويايي است : لذت روي ديگر سكه درد است چه اگر دردي نباشد لذت هم معناي خود را ازدست خواهد داد ،زندگي روي ديگر سكه مرگ و عشق روي ديگر سكه نفرت .هيچكدام از اين مفاهيم بدون ديگري معنا يي  نخوهند داشت اما خوشبختانه يا متاسفانه روبوتها از موهبت چالش با چنين رنج ها و تناقضاتي بي بهره اند و به همين دليل است كه نه ميتوانند دوست داشته باشند و متقابلا كسي هم نميتواند آنها را دوست داشته باشد در مواردي اگر چنين اتفاقي افتاده است و روبوتي محبوب انساني شده است يا برعكس به همان ميزان اين دوست داشتن و دوست داشته شدن رابطه مستقيم با ميزان فاصله ايست كه يك روبوت از روبوت بودن گرفته و به انسان شده نزديك شده است .

حرف اصلي در تمام اين فيلم ها اين نيست كه روبوت نميتواند انسان شود بلكه اينست كه انسان شدن الزاماتي دارد كه اگر يك روبوت آن واجد آن الزامات و شرايط شد ديگر روبوت محسوب نخواهد شد و تولي چنين موجودي را ميتواند تولدي ديگر از انسان ناميد .

موضوع ديگري كه در اين فيلم ها بچشم مي آيد آنست كه انسان در كليت خود موجودي است متشكل از اجزايي در تعامل با يكديگر :جسم،روح،اعصاب،هوش(با انواع آن) و ... هر يك از اين اجزا بر همه اجزا ديگر تاثير داشته و از آن تاثير ميپذيرند .

تماميت انسان بدون وجود هريك از اين اجزا خدشه دار خواهد شد و انسان ، انسان بودن خويش را ازدست خواهد داد .

 

 

 

 

                                            

 

+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در پنجشنبه 19 مهر1386 و ساعت 12:41 |

 

هنگامي‌که ناسا برنامه‌ي فرستادن فضانوردان به فضـا را آغازکرد، با مشکل کوچکي روبروشد. آنها دريافتند که خودکارهاي موجود در فضاي بدون‌جاذبه کارنمي‌کنند. (جوهرخودکار به سمت پايين جريان نمي‌يابد و روي سطح کاغذ نمي‌ريزد.) براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون Andersen Consulting Accentors today))را انتخاب‌کردنند. تحقيقات بيش‌از يک‌دهه طول‌کشيد، 12ميليون دلار صرف‌شد و درنهايت آنها خودکاري طراحي‌کردنند که در محيط بدون جاذبه مي‌نوشت، زيرآب کارمي‌کرد، روي هرسطحي حتي کريستال مي‌نوشت و از دماي زيرصفر تا 300 درجه‌ی سانتيگراد کارمي‌کرد... .

 

اما روس‌ها راه‌حل ساده‌تري داشتند: آنها از مداد استفاده‌کردند!

 

نكته: تمركز بر مشكل يا تمركز بر راه حل ؟
+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در دوشنبه 15 مرداد1386 و ساعت 15:7 |

پروفسور پيتر ام سنگه :

 

استاد برتر (( Senior Lecturer در انسيتوتكنولوژي ماساچوستMIT (برترين

 دانشگاه فني جهان ) . رييس انجمن بين المللي  سازمانهاي يادگيرنده (SOL) .نويسنده كتاب بشدت تحسين شده پنجمين فرمان( (The Fifth Disciplineدر1990وكتابThe Fifth Disciplin Fieldbook: Strategies and Tools for Building a Learning Organization در 1994 با تيراژ 270000نسخه وكتاب رقص تغيير ((The Dance of Changeدر   1999 . از زمينه هاي مورد علاقه وي  تمركز زدايي نقش رهبران به منظور افزايش نقش و ظرفيت براي حركت پربار به سمت اهداف مشترك ( (comman goals . از زمان انتشار پنجمين فرمان بيش از 750000نسخه از آن به فروش رفته است در 1997مجله  فعاليت هاي تجاري هاروارد اين كتاب را يكي از مبنايي ترين  كتابهاي مديريت در 75 سال گذشته معرفي كرده است  . ژورنال  استراتژي فعاليت هاي تجاري در سال 1999 وي را بعنوان يكي از 24 تئورسيني كه بيشترين تاثير را بر مباني مديريت 100ساله اخير داشته اند  معرفي كرده است . وي فارغ التحصيل مقطع ليسانس مهندسي و فوق ليسانس و دكترا در مديريت است .

+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در دوشنبه 15 مرداد1386 و ساعت 14:59 |

بعنوان مثال :

تاريخچه تكامل كامپيوتر را در ساعات اداري يك روز فرضي مثلا ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر تجسم كنيد :

 

1-     در ساعت 9 صبح چرتكه اختراع شد ( 5000 سال قبل از ميلاد ).

 بعد از آن تكنولوژي كامپيوتر تا ساعت 30/4 بعد از ظهر در سكوت كامل بسر برد و در اين ساعت:

 

2-     شخصي بنام پاسكال ماشين محاسب مكانيكي را ساخت.

 

 چند دقيقه بعد

 

3-      45/4 بابيج ماشين تحليلي خود را ارائه كرد.

4-      50/4 اولين نسل كامپيوتر ساخته شد.

 

 در 10 دقيقه گذشته جهان كامپيوتر بطور خارق العاده ايي فعال شده است اكنون ساعت 5 بعد از ظهر است:

5-     چند دقيقه قبل نسل چهارم جايگزين نسل سوم شد .

 

 و تحقيقات روي نسل پنجم و ششم آغاز شده است !؟

+ نوشته شده توسط جواد شب زنده دار در دوشنبه 15 مرداد1386 و ساعت 14:56 |