آموزش از ديدگاه بازاريابي ؛ همچون يك خدمت
ديدگاه :
پيشينه بازاريابي در پاسخي گزنده كه فيليپ كاتلر - پدر بازاريابي جديد - به دانش آموختگان مديريت مالي داده بود (وقتي مدعي شده بودند از زمانيكه فينيقي ها سكه را ساختند مديريت مالي هم متولد شد !) نهفته است . از نظر وي تولد بازاريابي به مبداء آفرينش بر ميگردد ! ، زماني كه حوا در بهشت سيبي را به آدم داد و وي هم پذيرفت چون مبادله (exchange) اتفاق افتاده بود. !
هر چند اين نظر بيشتر جنبه طنز و جوابيه هاي ژورناليستي دارد ولي حقيقت اينست كه تصور ما از بازاريابي بايد بسط و توسعه بيشتري پيدا كند . حتي در بين دانش آموختگان مديريت هم معمولا بازاريابي را مترادف فروش كالا به هر قيمتي ميگيرند مفهومي كه آن را بازاريابي نئاندرتالي ناميده اند . ولي در نگاهي كلان تر بازاريابي حتي درشخصي ترين و روزمره ترين روابط زندگي ما از گذشته هاي بسيار دور وجود داشته و هنوز هم حضور دارد . وقتي عبارت معروف : فلاني حرفش خريدار ندارد را به كار ميبريم ناخود آگاه بر اين نكته صحه گذاشته ميشود كه حرف هم محصولي است و بايد قابل فروش باشد ! و اين مهم آنقدر حائز اهميت است كه حتي پيامبران براي ترويج رسالت آسماني خود تنها به كيفيت آن بسنده نكرده بلكه براي عرضه آن آراسته به اخلاقي نيكو بوده اند :
رحمت خدا ترا با خلق مهربان و خوشخوي گردانيد ، اگر تند خوي و سخت دل بودي مردم از گرد تو پراكنده ميشدند . ( آل عمران – آيه 195)
و يا هنگامي كه سعدي به ماجراي شكست تجاري عسل فروش ترشروي اشاره ميكند ترجمان امروزي آن ، بيان اين نكته بازاريابي مدرن است كه كيفيت كالا به تنهايي فروش را تضمين نخواهد كرد :
شكر خنده اى انگبين مى فروخت
كه دل ها ز شيرينى اش مى بسوخت
نباتى ميان بسته چون نيشكر
برو مشترى از مگس بيشتر
گر او زهر برداشتى فى المثل
بخوردندى از دست او چون عسل
گرانى نظر كرد در كار او
حسد برد بر گرم بازار او
دگر روز شد گردگيتى دوان
عسل بر سر و سركه بر ابروان
بسى گشت فرياد خوان پيش و پس
كه ننشست برانگبينش مگس
شبانگه چو نقدش نيامد به دست
به دلتنگ رويى به كنجى نشست
زنش گفت بازيكنان شوى را
عسل تلخ باشد ترشروى ر ا
با اين ديدگاه كه بازاريابي علم و هنر همه عرصه ها است در اينجا سعي بر آن است تا با توضيح مشخصه هاي بازاريابي خدمات ،
" آموزش " بعنوان محصولي كاملا خدماتي
مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و با تكيه بر 7 مشخصه اصلي خدمات (7Ps) در هر مورد بوسيله نظر خواهي از كارشناسان خبره ، حصول به يك جمع بندي آسيب شناسانه از گذشته ميسر شود تا با تكيه بر آن بتوان خطي مشي ها و برنامه هاي آينده را با بصيرت و دانش بيشتر طراحي و پياده نمود .
___________________________________________________
آموزش : همچون يك خدمت
مقدمه :
اگر به آموزش بعنوان يك محصول ) product) نگاه كنيم ( محصول : چيزي است كه براي مشترياني كه آن را ميخرند و مصرف ميكنند مزايايي را در بر دارد .) اين محصول از جنس خدمت (service)( خدمت: عمل و اجرا ) خواهد بود و طبعا با محصولي از جنس كالا (good)( كالا : اشياء يا ابزار فيزيكي ) تفاوت ماهوي خواهد داشت .
در رفرنس هاي اوليه اين تفاوتها 4 تفاوت بود ولي در آخرين رفرنسها به 9 تفاوت اساسي اشاره ميكنند :
1) مالكيت ناپذيري :
مشتريان مالكيت چيزي ( خدمات ) را بدست نمي آورند .
2) محصولات خدماتي اجراهاي نامحسوس اند :
گرچه خدمات به عناصر محسوس نياز دارد ( صندلي ، تجهيزات و...) ولي اجراي خدماتي خود اساسا نامحسوس است . مزاياي مالكيت و استفاده از يك محصول توليدي از ويژگي هاي فيزيكي آن محصول ناشي ميشود ولي اين مزايا در خدمات ناشي از ماهيت اجراست :
3) – مشاركت مشتريان در فرآيند توليد خدمات بيشتر است .
گاهي مشتريان براي توليد محصول خدماتي مشاركت فعالانه دارند اين مشاركت ممكن است مانند دريافت پول از خود پرداز ( خدمت به خود ) يا بصورت همكاري با كاركنان خدماتي مانند سالن آرايش مو باشد . بدين ترتيب موسسات خدماتي از آموزش مشتريان و در نتيجه كارآمدتر كردن آنها مزاياي زيادي بدست مي آورند .
4) سايرين هم شايد بخشي از محصول باشند .
در خدمات مشتريان نه فقط با كاركنان بلكه با ساير مشتريان نيز تماس نزديك دارند . در واقع نوع مشتري كه از يك موسسه خدماتي خاص حمايت ميكند به تعريف و تعيين ماهيت تجربه خدماتي آن موسسه كمك زيادي ميكند .
5) تغيير پذيري بيشتري در داده ها و ستاده هاي عملياتي وجود دارد .
حضور كاركنان و مشتريان در سيستم عملياتي ، استاندارد سازي و كنترل تغيير پذيري نهاده ها و ستاده هاي خدماتي را دشوار ميسازد . كالا هاي توليدي را ميتوان تحت شرايط كنترل شده ايي با هدف بهره وري و كيفيت توليد كرد ولي در مورد خدمت چنين حالتي بسيار مشكل است .
6) براي بسياري از مشتريان ارزيابي خدمات دشوار است .
ويژگي هاي قابل بررسي در كالا از قبيل رنگ ، شكل ، سبك .... به سادگي قابل تعريف است ولي در خدمات اين تعريف اين ويژگي ها چالش برانگيز تر است .
7) فنا پذير است .
از آنجا كه خدمت يك عمل و اجراست و ماده بخصوصي نيست كه بتوان آن را نگهداري كرد فنا پذير است .
8) عامل زمان اهميت نسبي بيشتري دارد .
براي مدت زمان انتظار مشتريان حدي وجود دارد و خدمت بايد سريع ارائه شود .
9) سيستم هاي تحويل ممكن است از كانال هاي توزيع فيزيكي و الكترونيكي هردو تشكيل شده باشند .
بر خلاف كالا كه اجبارا بايد از كانال هاي فيزيكي استفاده كند ، خدمات براي توزيع كالاي خود ميتواند از كانال هاي الكترونيكي هم استفاده كند .
______________________________________________________________
با توجه به تفاوتهاي 9 گانه فوق الذكر اين نكته به وضوح قبال تشخيص است كه اين محصول نياز به بازاريابي متفاوت نسبت به كالا دارد و آميخته بازاريابي (maarketing mix)جداگانه ايي را ميطلبد كه در اينجا با استفاده از مقالاتي كه در كنفرانس نقش آموزش در صنعت ارئه شده است و عنايت به تجربيات گذشته سعي خواهد شد به هريك از موارد از نگاهي جامع پرداخته شود :
سه حوزه اصلي موثر در تحقق اهداف :
حوزه عوامل سازماني(آشكار و پنهان) |
حوزه عوامل تكنولوژيكي-فيزيكي-و عواملي كه با لجستيك سروكار دارد. |
- حوزه عوامل انساني : همه مجموعه عواملي است كه به عامل انساني ربط پيدا ميكنند خواه اين عامل انساني فراگير باشد خواه كارشناس آموزش باشد . شايد بتوان اين مجموعه عوامل مؤثر انساني ناميد .
- حوزه عوامل سازماني آشكار و پنهان : كليه ساختار ها ، فرايندها ، روابط ، شبكه ها و... كه ناشي از نوع تعاملات تعريف شده اعم از رسمي يا غير رسمي ( سازمانهاي سايه و... ) است .
- حوزه عوامل تكنولوژيكي، فيزيكي ، لجستيك : اين حوزه در برگيرنده همه عواملي است كه به نحوي در حوزه منابع و تجهيزات قرار گيرند .
نكته : هر سه حوزه فوق الذكر بر يكديگر تاثير متقابل دارند .
تقسيم بندي ماهيتي انوع آموزشها :
- آموزشهاي تكنيكال كه ارتباط مستقيم با ماموريت واحد دارد .
- آموزشهاي روابط انساني كه نوع تعاملات اشخاص با خود و با يكديگر را مشخص ميسازد .
- آموزشهاي ادراكي كه نوع نگاه و تعامل فراگير با بيرون و سيستم هاي بزرگتر را كه خود او و سازمان او را در برگرفته است شكل ميدهد .
تفاوت در طراحي دوره :
تجارب گذشته نشان داده است طراحي آموزش براي واحد هايي كه در ستاد قرار دارند سخت تر از واحد هاي توليد است چرا كه محصول نهايي توليد كه هدف از آموزشها بهبود كيفيت آن محصول است قابل لمس است بر همين منوال با توجه به نوع وظايف تعريف شده هر قدر از سطوح پايين سازماني به سمت سطوح بالاي سازماني پيش رويم و هر قدر از آموزشهاي تكنيكال به سمت آموزشهاي ادراكي پيش رويم طراحي آموزش سخت تر خواهد شد : ( نمودار شكل زير )
سخت ترين حالت : طراحي يك دوره ادراكي براي CEO |
به سمت سطوح بالاي سازماني |
فرآيند كلي آموزش :
محيطي كه آموزش در آن قرار دارد :
آموزش در محيط هاي زير شناور است و با آن در تعامل است و خود به خود محدوديتهايي را بر آن تحميل ميكند :
الف : محيط سياسي ( باند ها – نگرش ها – دسته بندي ها ، سازمانهاي سايه و ... )
ب : محيط اقتصادي ( بودجه - ... )
ج : محيط اجتماعي (غلبه تعاملات كارگري و لمپني )
د : محيط فرهنگي ( غلبه فرهنگ دم غنيمت شماري ، غلبه منتال مدل هاي بسته و صلب و ... )